قهرمان ميرزا عين السلطنه

4199

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رئيس الوزراء خوش‌نفس - معاوضهء الموت با حال كسالت باز شرحى به حاجى آقا نوشتم كه گول نخوريد اين رئيس الوزراء خوش‌نفس است ، ديگرى شايد مثل سعد الدوله يا وثوق الدوله بدنفس شد چه بايد كرد . اگر بتوانيد بلكه نهايت جد و جهد را هم بكنيد الموت را در اين موقع يا خالصه‌جات طهران يا مازندران يا جاى ديگر مبادله نمائيد كه احسن شقوق و قرارها همين است كه از پيش‌آمد استفاده نموده الموت را معاوضه نمائيد . و اللّه تا الموت هست ما را راحت نمىگذارند . چه به موقع بود و چه خوب كارى بود يقينا صورت هم مىگرفت . افسوس افسوس حضرت و الا قبول نكرد و ابدا اظهار اين مطلب را ننمود بلكه به من تلخ و بد و تغير هم مرقوم فرمود . نوشتهء روزنامهء ارشاد [ شنبه ] 19 - ميرزا موسى كهنه حكيم‌باشى قزوين امروز نمك تلخ داد . مدتها بود نمك نخورده بودم . بهمن را روغن ماليدنى و شربت خوراكى و دواى كرم داد . مادر على محمد را هم دندانساز پانزده روز به توقف امر كرد . قاطرها را با بعضى لوازمات روانه كردم . قونسل مرا خواسته بود عذر آوردم كه حال ندارم ، لا على التكليف مانده‌ام ( مثل هر دفعه كه شهر بيايم ) . موثق و فاخر الدوله و جمعى ديدن آمدند . اطلاع كامل نداشتند فقط روزنامهء « ارشاد » اشاره از ملاقات رئيس الوزراء نموده است كه همه به آن واسطه از من جويا مىشوند . من هم اظهار نمىدارم مىگويم اطلاع من هم فعلا همان است . عكس تازهء مؤلف فاخر الدوله به من مىگفت پير شده‌اى ، راست هم مىگويد . او از من پنج سال بزرگ‌تر است . مويش سفيد نشده و من بيشتر مويم سفيد است . با اين حال روزنامهء « ارشاد » در يكى از مقالاتش كه به من تاخت آورده و هرچه جلوى قلمش آمده بود نوشته مرا جوان بوالهوس شهوت‌ران نوشته است . مىخواستم يك عكس ماه رمضان گذشتهء خودم را كه با ميرزا اسمعيل خان انداخته‌ام روانه كنم تا جوانى مرا ببينند تا حظ كند . تمام مقالاتش مثل همين يك فقره افتراست . يك عكس كوچك‌تر همان روز خودم را در اين كتاب گذاشتم تا من هم مثل روزنامه‌نويس ارشاد دروغ‌گو قلم نروم شاهد مدعى باشد .